وینسنت کورلئونه و سندی لایل، دو شخصیت معروف که نتوانستند مانع شکست فیلم‌ها شوند
وینسنت کورلئونه و سندی لایل، دو شخصیت معروف که نتوانستند مانع شکست فیلم‌ها شوند

وینسنت کورلئونه و سندی لایل، دو شخصیت معروف که نتوانستند مانع شکست فیلم‌ها شوند، «پدرخوانده قسمت سوم» ناامیدکننده‌ترین دنباله‌ی تاریخ سینماست. اما چرا؟ آیا وجود بازیگر معروف نمی توانست مانع از شکست این فیلم شود؟ ما در این مطلب به این پرسش ها پاسخ داده ایم. با ما همراه باشید.

وینسنت کورلئونه – پدرخوانده قسمت سوم (Vincent Corleone – The Godfather Part III)

  • سال انتشار: ۱۹۹۰
  • کارگردان: فرانسیس فورد کاپولا (Francis Ford Coppola)

«پدرخوانده قسمت سوم» ناامیدکننده‌ترین دنباله‌ی تاریخ سینماست. این فیلم درامی با پتانسیل هدررفته است که بیشتر شبیه به تقلیدی درجه‌دو از دو قسمت پیشین مجموعه است، نه دنباله‌ای مستقیم و پیشرو برای آن‌ها.

این فیلم ادامه‌دهنده‌ی داستان مایکل کورلئونه (با بازی آل پاچینو) است که سعی دارد امپراتوری مافیایی‌ای را که ساخته رها کند و از برادرزاده‌اش وینسنت (با بازی اندی گارسیا (Andy Garcia)) یک جانشین لایق بسازد. این فیلم قرار بود خداحافظی جانانه از نمادین‌ترین شخصیت‌های فیلم و موخره‌ای برای داستان حماسی صعود و سقوط مایکل باشد.

ولی این حسی نیست که فیلم منتقل می‌کند. این فیلم نامنسجم و بی‌ربط به پیشینیان‌اش به نظر می‌رسد. انگار که هیچ علاقه‌ای به داستان خودش ندارد و صرفاً سعی دارد آنچه را که قبلاً اتفاق افتاده، به‌شکل سرسری از نو تعریف کند.

با این حال، فیلم یک نقطه‌ی قوت اساسی دارد و آن هم شخصیت وینسنت کورلئونه با بازی گارسیا است. او تا حدی یادآور دوران جوانی عمویش است و در هر صحنه‌ای که حضور دارد، به جالب‌ترین قسمت آن تبدیل می‌شود.

وینست مردی مشتاق با اعصابی متزلزل و وفاداری بی‌چون‌وچرا به خانواده‌اش است. اگر فیلمی که در آن حضور پیدا نمی‌کرد، تا این‌حد ناامیدکننده ظاهر نمی‌شد، او می‌توانست سه‌گانه‌ی سینمایی مخصوص به خودش را داشته باشد.

سندی لایل – و سپس پالی آمد (Sandy Lyle – Along Came Polly)

  • سال انتشار: ۲۰۰۴
  • کارگردان: جان همزبرگ (John Hamsburg)

فیلیپ سیمور هافمن (Phillip Seymour Hoffman)، بدون‌شک یکی از بهترین بازیگران نسل خودش، حتی در بی‌مایه‌ترین فیلم‌ها هم خوش می‌درخشید.

مثال بارزش «و سپس پالی آمد» است، یک فیلم رمانتیک کمدی با بازی بن استیلر (Ben Stiller) و جنیفر آنیستون (Jennifer Aniston) که در آن این دو نقش دو غریبه را بازی می‌کنند که با وجود موانع شخصی و حرفه‌ای سر راه‌شان، به‌تدریج عاشق هم می‌شوند.

این فیلم به‌خاطر طنز حال‌به‌هم‌زن، شخصیت‌های دوست‌نداشتنی، تقلیدی بودن و عدم وجود شیمی رمانتیک بین دو بازیگر اصلی‌اش، ارزش تماشا کردن ندارد، ولی اگر بخواهیم یک دلیل برای تماشا کردنش ارائه کنیم، آن دلیل بازی خنده‌دار هافمن در نقش سندی لایل، صمیمی‌ترین دوست استیلر است که یک بازیگر بیکار، ستاره‌ی نوجوان سابق و نارسیسیستی مضحک است که امید بازگشتی باشکوه را در سر دارد.

با توجه به افتضاح بودن شخصیت‌های اصلی در فیلم، اگر «و سپس پالی آمد» رابطه‌ی عاشقانه بین استیلر و آنیستون را رها می‌کرد و به‌جایش روی تلاش‌های سندی لایل برای احیای موفقیت سابقش تمرکز می‌کرد، فیلم به‌مراتب بهتری از آب درمی‌آمد. واقعاً مایه‌ی تاسف است.